حرف هایی هست که بایدگفت. واگویه هایی ازدنیایی پرازآدم وامابدون هیچ کس! شاید یک قلم وبرگه سپیدی ازدفترم همراهان خوبی باشند برای حرف های ناگفته. این جا هم می توان حرفی زد؛ دردنیای مجازی ها ... انگارسال هایی که بیایندقلم تنهایی وسیاه مشق های دلم باید به ایام کهن پیوند خورند. آن وقت است که دست مجازی یک باستان شناس افکارم راازدنیای بزرگ راه های اینترنتی بیرون می کشدو خط واگویه هایم را به زبان خودش می خواند. نمی دانم چه برداشتی دارد؟امااین راخوب می فهمم که می مانم...تاابد....
