خرید بک لینک

درباره سایت

وبلاگ مریم عرفانیان

حرف هایی هست که بایدگفت. واگویه هایی ازدنیایی پرازآدم وامابدون هیچ کس! شاید یک قلم وبرگه سپیدی ازدفترم همراهان خوبی باشند برای حرف های ناگفته. این جا هم می توان حرفی زد؛ دردنیای مجازی ها ... انگارسال هایی که بیایندقلم تنهایی وسیاه مشق های دلم باید به ایام کهن پیوند خورند. آن وقت است که دست مجازی یک باستان شناس افکارم راازدنیای بزرگ راه های اینترنتی بیرون می کشدو خط واگویه هایم را به زبان خودش می خواند. نمی دانم چه برداشتی دارد؟امااین راخوب می فهمم که می مانم...تاابد....

امکانات وب

-->-->-->

تازه داماد ولخرج!

مشکل از آن جایی شروع شد که من و احمد عقد کردیم. عقد کردن ما همانا و ولخرجی احمد آقا همان! نمیدانستم قبل از عقد هم این قدر ولخرج بوده یا نه؟ و نمیدانستم باید خوشحال بودم یا ناراحت! اما یک روز سهیلا خواهر شوهرم گفت احمد قبلاً اصلاً آدم ولخرجی نبوده و برعکس پولهایش را هفت جا قایم میکرده! این حرف را جوری میزد که انگار من مقصرم و باعث ولخرجیهای احمد شدهام! روز زن نه تنها برای من و مادرم؛ بلکه برای مادر خودش، مادربزرگم و مادر مادربزرگم که وارد صدمین سال زندگیاش شده بود هم هدیه خرید! آن هم با قیمتهایی زیاد که چشم را از حدقه درمیآورد! حتی مادر شوهرم از این رفتار پسرش تعجب کرده بود و میگفت در عرض همین شش ماه، تمام پسانداز احمد خرج ولخرجیهای بیجایش شده است. چیزی از این ماجراها نگذشته بود که یک روز جمعه، وقتی قرار بود لیست خریدهای مجلس عروسی را با هم مرور کنیم، تصمیم گرفتم...

مریم عرفانیان

برچسب: نویسنده: مریم عرفانیان تاريخ: / / 13 ساعت: :

صفحه بندی